کوچ !
وبلاگ جدید من:
خوش آمدید!
از شما دعوت می نمایم به خانه جدید من قدم رنجه نمایید:
آسیای جنوبی نو
تجسم آسیای جنوبی نو(INSA)
سازماندهی شده توسط
پوهنتون پرادینیا (Peradeniya)، پرادینیا، سریلانکا
پالیسی آسیای جنوبی- بیانیه کاندی، ۲۵ جولای 2008
ما اشتراک کنندگان، به شمول اعضای آکادمیک، جامعه مدنی، سیاستمداران و فعالین اجتماعات محلی جنوب آسیا، در دومین مباحثه پالیسی"تصویر نمودن یک آسیای جنوبی نو"(INSA)، برگزارشده در کاندی سریلانکا از22 تا 24 جولای 2008، مجددا نظرات خود را در جهت پیشبرد اصول INSAابراز می داریم که عبارتند از: آزادی و تقویت مردم مخصوصا زنان و گروپهای محروم؛ اشتراک مساویانه در منافع اقتصادی، وحدت و تنوع؛ ودموکراسی مشارکتی و متکثر در تمام سطوح جامعه. ما همچنین دوباره نظرات خود را در جهت کار برای دستیابی به اهداف متساویانه، شمول پذیر و جوامع پایدار درکشور های آسیای جنوبی و سطح بالای همگرایی در میان این کشور ها بر این اساس، تصریح می نماییم.
جنوب آسیا منطقه ای است که اکثریت بزرگی از نفوس آن از نظر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محروم مانده اند. کتله ای از فقرا به تعداد یک سوم نفوس کل منطقه، بیشتر از 500میلیون نفر، با ابعاد مختلفی از کمبود غذایی روبرو اند و اگر کاری در جهت کنترول ومعکوس نمودن این روند صورت نگیرد این شمار به بیش از 588 میلون نفر در 2009 خواهد رسید. تجاوزات زیاد و عمیقی به حقوق اساسی اکثریت شهروندان در دوران بعد از استعمار ادامه یافته که بیشتر به علت احیاء لیبرالیسم نو و جهانی سازی می باشد و با افزایش نابرابری، سیاستهای هویتی و مناقشات سیاسی اجتماعی همراه شده است. احساسات جدا شدن، عدم اعتماد و تمایل سیاسی داخلی به تضعیف یکدیگر هنوز در میان دولتها غالب است. این امر بزرگترین مانع محدود کننده پیشرفت همکاری منطقه ای و همگرایی است.
ما از رهبران سارک(SAARC) می خواهیم تا اصول زیر را در تعاملاتشان حفظ نمایند:
· سازماندهی مجدد اقتصاد ازدیدگاه مردم، در عوض الگوی جاری لیبرالیسم نو
· کار مشترک برای تامین غذا، تامین انرژی وآب برای تمام شهروندان جنوب آسیا
· دموکراتیزه نمودن و سکیولار نمودن مشخصات دولتها و پروسه های منطقه ای مانند سارک
· ترویج برابری جنسیتی(جندر) در محیط های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
· تامین آزادی بیان، رسانه ها و حق دسترسی به اطلاعات
حقوق بشر و حکومتداری
· گام برداشتن در جهت تاسیس پارلمان آسیای جنوبی
· تهیه منشور حقوق بشر آسیای جنوبی
· ایجاد کمیسیون حقوق بشر در سطح منطقه ای و نیز در سطوح ملی اگر تاکنون ایجاد نشده است
· برقراری سیستم ویزای رایگان در آسیای جنوبی
صلح و عدالت
· ایجاد کمیسیونهای اختصاصی اقلیت در سطوح ملی و منطقه ای
· تاسیس کمیسیون حقوق زنان آسیای جنوبی
· تاسیس محکمه عدالت در آسیای جنوبی
· گنجاندن پیامهایی در مورد صلح، عدالت، توجه به تنوع فرهنگی،نژادی و مذهبی، ومقام زن در کتابهای درسی مکاتب ابتدائیه و ثانویه در تمام کشورهای آسیای جنوبی
مدیریت اقتصاد
· تاسیس بانک انکشاف آسیای جنوبی، مخصوصا برای انکشاف مردم و پروژه های زیر بنایی در کشورهای مختلف
· ایجاد فوری پول رایج عمومی آسیای جنوبی برای تسریع گامهای همگرایی اقتصادی، با در نظر داشت تاسیس یک اتحادیه گمرکی تا2012 و اتحادیه اقتصادی تا 2020
· تاسیس یک سیستم اتصال و ارتباطات جامع چند مدلی در سراسر آسیای جنوبی. اتصال تمام شهر های پایتخت با پروازهای مستقیم روزانه. بسط و توسعه ظرفیتهای زیربناهای جاده ای و خطوط ریلی جهت تثبیت بار ترافیکی سنگین تر ناشی از تحرکات ترافیکی همگرایی منطقه ای
تعلیم و تربیه
· ایجاد یک سرمایه تعلیمی برای آسیای جنوبی جهت حمایت از مکانیزمهای همکاری در تعلیم و تربیه مانند برنامه های تبادله محصلان ومعلمان، بورسیه های تحصیلی، مسافرتهای تعلیمی برای جامعه مدنی
· زیاد نمودن هزینه های تعلیمی در هرکشور حد اقل تا6 فی صد تولید ناخالص ملی از2.2 – 3.4 فی صد فعلی، بر اساس میثاق منعقد شده در چهار چوب عمل داکار
· برداشتن گامهایی در جهت تامین تعلیمات ابتدایی متحد ومعقول با کیفیت جهانی تا2015 با تمرکز خاص روی دختران و گروپهای محروم مانده مختلف.
غذا و زراعت
· عمل نمودن به بانک غذایی که قبلا توسط سارک تاسیس شده، با ذخیره اولیه دو میلیون تن غله جهت اطمینان از تامین غذایی مردم متاثر از ورشکستگیهای زراعتی عمده ویا از بین رفتن مقدار زیادی از محصولات در اثر حوادث طبیعی. کمک ها و برخورداری هر کشور باید بر اساس توانایی و نیازمندی باشد.
· تاسیس یک بانک تخم و بذر منطقه ای و نیز بانکهای ملی با بازار های فروش در محل های مهم برای زارعین، دهقانان خرده پا و حاشیه ای جهت دسترسی آسان آنها. این بانکهای تخم، بذر های محصولات و غله جات عمده و نیز محصولات جدید تهیه شده از طریق فعالیتهای تحقیقی مناسب با شرایط منطقه ای را در کشورهای منطقه توزیع و ذخیره می نماید.
· تقویت و بهبود مراکز اطلاعات زراعتی موجود آسیای جنوبی(SAIC) بعنوان یک مرکز منطقه ای برای تقویت تبادلات نوآوریها درتکنولوژیهای زراعتی در تمام این کشورها و نیز برای تحقیقات مشترک وبخشهای مختلف انکشاف زراعتی.
· معرفی اصلاح ارضی و زراعتی جهت تقویت زارعین خرده پا و مستقل شامل دسترسی و کنترول زنان بر روی زمینی که تولید زراعتی را ارتقا بخشیده و زراعت پایدار را ترویج می نماید.
مدیریت منابع طبیعی
· تاسیس شبکه منطقه ای انرژی برای همکاری مؤثر در جهت تامین امنیت انرژی در تمام کشورها
· موفقت و اجرای مدیریت حوضه های وسیع دریاهای مشترک جهت نتایج دوجانبه تمام مجاورین دریاها از لحاظ آبیاری، برق آبی ، آبرسانی و مدیریت سیلاب.
تغییر اقلیم و مدیریت بلایای طبیعی
· ایجاد یک سرمایه برای تغییر اقلیم آسیای جنوبی جهت حمایت از فعالیتهای کشورهای عضو در پاسخ به تشدید تغییر اقلیم.
· کار مشترک برای در خواست از کشورهای توسعه یافته، با مراجعه به 1990، برای کاهش انتشار کاربن شان تا 40 فی صد در 2025 و 80 فی صد تا2050 ؛ و انتقال منابع مالی مناسب و تکنولوژیهای پاک به کشورهای در حال توسعه به شمول آسیای جنوبی.
· در هم آمیختن تخصصها و منابع جهت عهده دار شدن تحقیقات وسیع برای فرمولبندی و اجرای بهترین فعالیتهای سازگاری ممکن در کشورهای مختلف.
· کاملا عملی نمودن چهارچوب منطقه ای سارک در مورد مدیریت بلایای طبیعی 2006-15.
· به بیشترین حد رساندن تلاشها در جهت کاهش خطرات بلایای طبیعی در سطح جامعه با اشتراک شان.
به نیابت از
کمیته رهبری منطقه ای INSA
دوکتور قاضی خالق عظام
دوکتور جیمی دابی
دوکتور عابد سولری
پروفیسور شری هتیگ
راشد المحمود تیتومیر
نوت: تمام اسناد مورد بحث قرار گرفته در کانفرانس در سایت زیر در دسترس می باشند
شرکتهای امنیتی خصوصی در افغانستان
شرکتهای امنیتی خصوصی در افغانستان و مردم محلی
نوشته سوزان اشمیدل(ادیت شده توسط اورلیکه یوراس)
جون 2008
ترجمه حسن مالستانی
این متن برگزیده ای از این گزارش کاری می باشد: "کمپانیهای خصوصی و مردم محلی: مطالعه اکتشافی(آزمایشی) افغانستان و آنگولا" (او. یوراس و شوستر، ادیتوران، 2008). در این نوشته بر روی مطالعه موردی افغانستان توسط س. اشمیدل برای ترجمه به دری و پشتو کوتاه شده است. گزارش اصلی در سایت زیر قابل دسترسی است:
http://www.swisspeace.ch/typo3/fileadmin/user_upload/pdf/Working_Paper/WP_1_2008.pdf.
این مطالعه توسط ریاست حقوق بین المللی عامه وزارت امور خارجه دولت فدرال سویس بعنوان کمک به ابتکار سویس درباره کمپانیهای امنیتی و نظامی شخصی عمل کننده در موقعیتهای جنگی، توظیف و تمویل شده است. این پیش قدمی اهداف ترویج دادن توجه به حقوق بین المللی بشردوستی و حقوق بشر و تصریح کردن مجدد الزامات قانونی مرتبط و توصیه اعمال بهتر دولتها در برخورد با این نوع کمپانیهارا مد نظر دارد( این سایت را ببینید: http://www.eda.admin.ch/psc). این گزارش لزوما نظر دولت سویس را منعکس نمی کند.
1 مقدمه
در دو دهه گذشته، رشد سریع کمپانیهای امنیتی خصوصی(PSCs) از زوایای مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. دانشمندان، رسانه ها و همینطور سازمانهای حکومتی و غیر حکومتی، مباحثه ای را در باره مزایا و مضرات حرفه امنیت خصوصی براه انداخته اند. مطالعات در باره PSCs موضوعاتی مانند وضعیت قانونی آنها، موضوع پاسخگو بودن آنها و یا گزینه های مربوط به مقررات آنها را در برمی گیرد. تاکنون توجه اندکی به این موضوع که چطور این کمپانیها بر مردم محلی که آنها در آن کشور فعالیت می کنند، اثر می گذارد، مبذول شده است. PSC ها، توسط مشتریان مختلفی مثل دولتها، شرکتهای خصوصی، سازمانهای بشردوستانه ویا افراد به خدمت گرفته می شوند. علاوه بر فراهم نمودن امنیت برای مشتریان شان ، فعالیتها و حضور این کمپانی ها ممکن است تبعات ناخواسته ای را ، نه فقط برای کسانی که آنهارا به خدمت گرفته اند، بلکه برای مردم محلی نیز بدنبال دارد. درک بهتری از اینکه چطورامنیت خصوصی اثر محکمی بر روی زندگی افراد غیر ذی دخل در بر دارد و چگونه مردم محلی PSCs را می بینند برای یک بحث آگاهانه در مورد مقررات حرفه امنیت تجارتی، مرتبط به نظر می رسد. این مطالعه کمک به دریافتهای و چشم اندازهای تازه در این زمینه را از طریق مورد بحث قرار دادن این موضوعات در مورد افغانستان در نظر دارد.
این مطالعه موردی بررسی نموده است که چطور مردم محلی و برخی از نمایندگان جامعه مدنی به این کمپانیها نگاه می کنند و چگونه آنها بر روی زندگی روزانه شان اثر می گذارند. علی رغم اینکه این دیدگاهها در مورد حرفه امنیت خصوصی ممکن است همیشه واقعیتهای انکار ناپذیر نباشند، اما این نظرات شامل واقعیتهای گفته شده ومربوط به PSCs، مشتریان و تنظیم کنندگان آنها می باشند. میتودولوژی کیفی استندردی برای این تحقیق بکار رفته که شامل مصاحبه های نیمه ساختاری، گروپهای مباحثه کنترل شده، مشاهدات شخصی و مروری بر نوشته های موجود. 36 مصاحبه نیمه ساختاری در کابل و دو مصاحبه انجام شده از طریق ایمیل در کنار هفت سری مصاحبه های کنترول شده گروپی با مردم ملکی محلی در مناطق مختلف کشور صورت گرفته است. مصاحبه های نمیه ساختاری در ماه مارچ و اپریل 2007 به انجام رسیده و و مصاحبه های ایمیلی در طول ماههای می، جون، جولای و اوکتوبر صورت گرفته اند. مصاحبه های گروپی متمرکز در کابل(3مورد) و جنوب و جنوب شرق افغانستان(چهار مورد)در ماههای می و جون 2007 برگزار شده اند. اطلاعات مصاحبه ها که توسط جین اس. رنوف، محصل دوره دکتورا در روابط بین الملل در مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن درسپتمبر/اوکتوبر 2006 و در مارچ/اپریل 2007 انجام شده روشنی بیشتری در مورد دید گاههای بازیگران عرصه بشردوستی بین المللی فراهم نموده است[1]. این مطالعه درابتدا یک دید کلی راجع به PSCsدر افغانستان را فراهم می کند و سپس با مباحثه دریافتهای مردم از PSCs و یک قسمت شامل نتیجه گیریها و توصیه ها ، دنبال شده است.
1 تزیس دکتورای ایشان برتعامل بین بازیگران عرصه بشردوستی و موسسات امنیتی خصوصی متمرکز است. افغانستان یکی ازمطالعات موردی می باشد.
2 بررسی کار PSCs در افغانستان
پیش از اشغال افغانستان به رهبری آمریکا در 2001، هیچ منبعی در باره فعالین امنیت خصوصی در این کشور موجود نیست. کمپانیهای امنیتی خصوصی تقریبا همزمان با نظامیان بین المللی که با قوای ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا آغاز شد، وارد افغانستان شدند. شرایط امنیتی ضعیف در افغانستان سبب بوجود آمدن تقاضا برای خدمات امنیتی مخصوصا در میان شمار فزاینده فعالین بین المللی و افغانهای ثروتمند، گردید. PSCs در افغانستان اکنون طیف وسیعی از خدمات شامل خدمات حفاظتی و نگهبانی، کمک به محو کوکنار و مین پاکی را فراهم می نماید، که تاکنون مشارکت اعضای PSCs در وظایف جنگی فعال شناخته نشده است. به علت کمبود گزارشات فراگیر، تعیین دقیق شمار PSCs و کامندان آن در افغانستان دشوار است[2]. دولت افغانستان تا کنون تنها توانسته قسمتی از کل PSCs که در کشور در حال کار می باشند را ثبت نماید. اطلاعات فراهم شده در اینجا از طریق مصاحبه ها بدست آمده و سه لیست PSC ها از اداره حمایت از سرمایه گذاری افغان(AISA) ، وزارت داخله(MoI) و همچنین هیات معاونت ملل متحد برای افغانستان(UNAMA) دریافت شده است. تمام اطلاعات فراهم شده از این سه لیست نسبتا با همدیگر منطبق بوده اند. در حدود 90 PSCs با نام شناخته شده اند، در حالی که اکنون چندین منبع شمار بیشتری از PSCs در حال کار در افغانستان را پیشنهاد می نمایند که بیشترین تخمین شامل 140 شرکت می باشد. شمار نهایی کارکنان PSCs را می توان بین 18500 تا 28000 نفر براورد نمود[3].چهار نوع PSC موجود است:
- مالکیت و مدیریت انحصاری فغانی، دارای جواز سرمایه گذاری داخلی؛
- PSCs دارای مالکیت و مدیریت مشترک افغانی و خارجی با جواز سرمایه گذاری داخلی؛
- مالکیت خارجی با شرکای افغانی شامل در مدیریت با جواز سرمایه گذاری بین المللی؛
- مالکیت و مدیریت انحصاری خارجی دارای مجوز سرمایه گذاری بین المللی.
اینطور فرض شده است که مشارکت افغانها در بازار PSC حدود 44% تمام موسسات شناخته شده است. در بین شرکتهای خارجی، اغلب از ایالات متحده و بعد از آن شرکتهای بریتانیایی، استرالیا، کانادا، آلمان، نپال، ترکیه، هلندف هند و پاکستان قرار دارند.
افراد مختلفی در این کمپانیها در افغانستان کار می کنند: کارکنان بین المللی، عموما از کشورهای غربی؛ اتباع کشورهای جهان سوم، عمدتا از سایر کشورهای در حال توسعه(مثل گورخاس از نپال)؛ وکاکنان افغانی محلی[4]. بر اساس منابع اینترنتی و اطلاعات فراهم شده از مصاحبه ها با PSCs و مشتریان، اغلب این شرکتها افراد خود را از طریق یک پروسه بررسی کامل سوابق استخدام می کنند. با این وجود، بکارگیری پروسه های بررسی سوابق در کشور بی ثباتی مثل افغانستان مشکل است. در واقع(en gros) به نظر می رسد افراد افغانی ازطریق دوستان یا وابستگان شان جذب می شوند. مشخصا این شرکتها افرادی با داشتن تجربه نظامی و پولیس را ترجیح می دهند[5]. در افغانستان، این امر وضعیت را به نفع استخدام افرادی با سابقه نظامی/کاری مساعد ساخته شده است. در حقیقت، مصاحبه شوندگان و اشتراک کنندگان گروپهای تحت نظر اظهار داشته اند که در میان افراد افغانی این شرکتها بیشتر شان فرمانهاندهان شبه نظامی سابق و جنگجویانشان می باشند. برخی از این کمپانیها، به عنوان مثال،به نظر می مایل به قرار داد با ملیشه ها، بعنوان راهی مصلحتی و استفاده از افرادمسلح حاضر و آماده تعلیم یافته، هستند تا به خدمت گرفتن افرادمنفرد. بعضیها تخمین نموده اند که در حدود 80% افراد PSCs در افغانستان سابقه ملیشه بودن را دارند[6].
عنوان به 2 مثال، بر اساس MoI یک PSC محلی 653 کارمند افغان ویک خارجی را با مجموع 400 اسلحه ثبت نموده است ولی در حقیقت 1013 نفر و 998 سلاح دارد. MoI تردید دارد که کم گزارش دادن تنها به مورد خاور محدود گردد.
3 مشخص نمودن کارکنان بر اساس اطلاعات مصاحبه ها، ویب سایتهای PSCs و دو تخمین وزارت داخله و یوناما بدست آمده است.
4 این نوع اصطلاحات(بین المللی، جهان سومی و محلی) مشخصا توسط خود PSCs استفاده می شوند.
5 اطلاعات تهیه شده توسط PSC درکابل، مارچ/می 2007.
6 مصاحبه با مقامات ملل متحد ودیپلوماتهای غربی در کابل، مارچ2007؛ اشتراک کنندگان گروپهای تحت نظر در کابل، مارچ 200.
قسمت بزرگی از کارمندان PSCs در افغانستان به شمول کسانی که کارهای محافظی ساده ای راانجام می دهند، مسلح می باشند[7]. اغلب این موسسات به این علت افراد مسلح را استخدام می کنند که در دریافت قانونی سلاح در افغانستان مشکل دارند. فعلا، تنها دولت، نظامیان خارجی و سفارتخانه ها مجاز به ورود مقدارمحدود جنگ افزار برای استفاده کارمندان خارجی خود هستند[8]. این امر این شرکتها را با وضع دشواری مواجه کرده است. از یک طرف محیط نا امن و/ یا مشتریان گارد های مسلح میخواهند و از جانب دیگر، بازار قانونی سلاح در افغانستان موجود نمی باشد. بررسی توسط رییس پولیس در کابل انجام شده که شامل 35 شرکت امنیتی با 4968 نوع سلاح مختلف بوده که مربوط به 1431 کارمند این شرکتها با نسبت 3.5 سلاح برای هر نفر می باشد[9]. با استفاده از این نسبت.. ballpark. و تخمین شمار افراد این شرکتها در افغانستان، برونیابی اولیه و براورد شمار سلاحهای دست داشته این شرکتها در حدود 4350 می باشند. معاش افراد این شرکتها کمتر معلوم شده ولی اغلب تخمین ها به یک نتیجه مشابه ختم می شود که نشاندهنده پرداخت شفاف بر اساس سلسله مراتب می باشد[10]. معاش عادی و متوسط یک عضو بین المللی این شرکتها در حدود 400-500 دالر آمریکایی تخمین می گردد ولی متخصصان امنیتی و رهبران تیمها احتمالا دوبرابر این دریافت می کنند. اعضای جهان سومی در حدود 1500 تا 200(افغانی؟) در ماه معاش می گیرند. دریافتی افراد داخلی این شرکتها در حدود 100-200 دالر در ماه است کهدر نتیجه بطور متوسط از معاش نیروهای امنیتی دولتی( حدود 70دالر) بالا تر می باشد. بنابر این، با توجه به هزینه های زندگی فعلی در کابل این معاش اغلب ناکافی بوده و به بطورآشکار کفاف زندگی یک فامیل 5 نفره را نمی دهد. کارکنان داخلی استخدام شده از طریق ملیشه ها حتی ممکن استکمتر از این دریافت نمایند، زیرا فرمانده آنها در حدود3/1 معاشات را به شکل کمیشن دریافت می کند[11].
3 PSCs و مردم محلی در افغانستان
یکی از یافته های اصلی از مصاحبه ها و مباحثات گروپی تحت نظر با مردم ملکی این است که PSCs در افغانستان کلا به نظر مثبت دیده نمی شوند. با این وجود، این امر مهم است که دانسته شود که این نظر بر علیه سابقه جنگی کشور و همینطور در مورد دورنمای امنیت ملی در افغانستان می باشد. درحالی که برخی نگرانیها مستقیما متوجه فعالیتهای این شرکتهاست، انتقادات دیگر باید در چوکات کلی محیط نا امن وکم بودن اطلاعات در مورد PSCs دیده شوند. در طول مصاحبه ها و مباحثات گروپهای هدف آشکار شد که تداومی در مورد خلای اطلاعاتی در میان بسیاری ازمردم مصاحبه شده برای این تحقیق وجود دارد. بعنوان مثال:
- بسیاریها در تشخیص بین PSCsو نیروهای امنیتی بین المللی موجود مثل آیساف(نیروی بین المللی یاری امنیتی)، ناتو،PRT(تیمهای بازسازی ولایتی) ها ویا CF(نیروهای ائتلاف) مشکل دارند. بسیاری از این شرکتها با عنوان ونام مستقل وجود ندارند بلکه در کل با این قوتها و بخصوص با نظامیان امریکایی مرتبط هستند.
- تعدادی از اعضای گروپهای مباحثاتی هدف مایل به نامیدن تمام نیروهای خارج از اردو و پلیس ملی به عنوان ملیشه(خصوصی) بودند و حتی این قوتها نیز گاهی چنین خوانده می شدند. اعضای گروپهای مباحثاتی هدف نیز از دشواری تفکیک اعضای این شرکتها از اردو و پلیس ملی بعلت استفاده از لباس مشابه شکایت داشتند.
- موسسات غیر دولتی توجه نموده اند که محدوده های بین فعالین نظامی و مردم ملکی اغلب نا مشخص است که باعث خطرات بعدی می شود زیرا اغلب حملات شورشیان متوجه تاسیسات نظامی و PSCs می باشد[12]. علاوه بر این ابهام، افراد مصاحبه شونده اظهار داشتند که در کل کمترین اعتمادی به کسانی که از طریق سلاح کسب درامد می کنند وجود ندارد. گذشته منفی تمام تفنگداران تا حد زیادی پاسخهای مردم محلی درباره PSCs را تحت تاثیرقرار داده چون آنها چیزی جز صلح آرزو نمی کنند. ازآنجا که مردم ملکی به کرات از ملیشیه های مسلح آسیب دیده اند، دشوار است که آنها PSCs را بعنوان یک بخش تجارتی قانونی قبول نمایند، در حالیکه برخی از مصاحبه شوندگان شامل در برنامه های انسان دوستانه PSCs را در یک محیط نا امن شیاطین مورد نیاز خوانده اند.
در زیر بعضی از مهمترین نکات گفته شده توسط مردم محلی و نمایندگان جامعه مدنی در مورد PSCs مورد بحث قرار گرفته اند.
7 تقریبا تمام مصاحبه ها این را نشان داده است؛ و توسط مشاهدات شخصی در هنگام کار در افغانستان تایید شده است. سلاحهایی که عموما مورد استفاده قرار می گیرند انواع تفنگهای دستی نیمه اتوماتیک، سلاح جنگی، تفنگهای نیمه اتوماتیک تا ماشیندار ها و نارنجک اندازها می باشند. معمول ترین سلاح مورد استفاده و مورد علاقه اعضای داخلی، به علت استفاده زیاد جنگاوران ملیشه در جنگهای داخلی، کلاشینکف AK47می باشد.
8 مصاحبه ها با مقامات افغانیو دیپلوماتهای غربی، می 2007.
9 مصاحبه، کابل 27 مارچ 2007.
10 مصاحبه هابا دیپلوماتهای غربی و مقامات ملل متحد، کابل مارچ 2007؛ گفتگوی غیر رسمی با اعضای PSC(2004-2005).
11 مصاحبه هابا دیپلوماتهای غربی و مقامات ملل متحد، کابل مارچ 2007.
3.1 اثرات محیط های بی نظم و نبود شفافیت
یکی از موضوعات اصلی مطرح شده توسط مردم محلی در مورد PSCs نبود مقررات برای آنها و همینطور نبود شفافیت می باشد. چندین پاسخ دهنده گفته اند که آنها در اصل با این شرکتها مخالف نمی باشند اما با کار آنها بدون یک چوکات قانونی با بررسی روشن و متعادل مخالف می باشند[13]. بسیاری از مشخصات منفی بوجود آمده برای PSCs در واقع بعنوان حاصل محیط بی قانونی است که بطور غیر مستقیم در نظر نگرفتن استندرد ها را تشویق می نماید. افغانها احساس می نمایند که کمتر توسط نیروهای امنیتی خودشان حفاظت می شوند. PSCs بعنوان فعالین امنیتی جدید در شرایط ضعف حکومتی موجود در افغانستان، به نظر می رسد احساس نا امنی را به علت عدم جوابگویی افزایش داده است." ما ممکن است در اردو و پلیس ملی مشکلاتی داشته باشیم، اما حد اقل در روی کاغذ برای آنها قوانی موجود است، آنها بخشی ازدولت هستند. حد اقل ما میدانیم که بکجا برویم وشکایت کنیم. اما درباره PSCs، اگر مساله ای رخ دهد، ما به کجا برای شکایت برویم و اگر مشکلاتی داشته باشیم چه باید بکنیم؟"[14]
تمایلی در مانور حول مسولیتها و جوابگوی دربرخورد با شکایات از PSCs مشاهده شده است، که ناشی از نبود یک مکانیزم یا نهاد مناسب بررسی شکایات می باشد. این مسؤلیت متوجه دولت افغانستان و نیزدولتهایی که PSCs از آنجا می باشند است تا آنها را بهتر کنترول و قانونمند نماید[15].
3.2 منافع اقتصادی وفرصتهای شغلی
بر اساس نظرمشتریان این شرکتها و مقامات ملل متحد، اغلب فعالین بین المللی در یک محیط نا امن مثل افغانستان بدونحفاظت مناسب باقی نمی مانند[16]. در شرایطی که نیروهای امنیتی داخلی قادر به تامین امنیت کافی نمی باشند و حضور نیروی حافظ صلح محدوی می باشد، فعالین خصوصی این خلاء را پر می نمایند. سرمایه گذاران خصوصی، بعنوان مثال با تهدید موارد اختتاف، دو انتخاب پیشروی دارند، ترک کشور یا به خدمت گرفتن نوعی از حفاظت خصوصی[17]. این خدمات ضروری فراهم شده توسط PSCs است که حضور سکتور خصوصی و همینطور حضور بسیاری ازسازمانهای بشردوستانه در این کشور، اغلب توسط کسانی که بخشی از این مطالعه بوده اند درک نشده است.
12 مصاحبه با مشاور امنیتی موسسات غربی، کابل، 29 مارچ 2007.
13 اعضای گروپ هدف، کابل، 29 مارچ 2007.
14 اشتراک کننده مباحثات گروپ کاری هدف کابل، 29 مارچ 2007.
15 دولت افغانستان اخیرا "دستورالعمل قانونمند نمودن فعالیتهای شرکتهای امنیتی خصوصی در افغانستان" را تاسیس نموده است.
16 مصاحبه با مقامات ملل متحد و مشتریان PSCs، کابل، مارچ 2007.
17 مصاحبه با مقامات ملل متحد و مباحثه غیر رسمی باتاجران افغان، کابل، مارچ و جولای 2007.
با این وجود، اشتراک کنندگان در مصاحبه ها و گروپهای هدف منافع مستقیمی که این شرکتها ممکن است برای اقتصاد افغانستان و فرصتهای شغلی داشته باشند را قبول نموده اند[18]. این امر توجه شده است که در روشنی نرخ فعلی بلند بیکاری، این شرکتها می تواند به جذب تعداد زیادی از بیکاران مرد با مهارت پایین کمک نماید. برای این اثر در کاریابی مثبت باقی بماند، مصاحبه شوندگان پیشنهاد نموده اند که PSCs نیازمند تاکید بر تعلیم و آموزش ورهنمایی کارمندان محلی شان می باشند که این امر به رشد یک نیروی کاری مسلکی در حرفه امنیت کمک می کند. به علاوه، سایر اثرات مثبت اقتصادی PSCs ،مانند کمک آنها به اقتصاد داخلی با قدرت خردید شان ویا با پرداخت مالیات، نیز پذیرفته شده اند.
3.3 امنیت انسانی
اغلب مصاحبه شوندگان در نیافته بودند که PSCs دارای اثرات مثبت بر امنیت انسانی آنها می باشند. PSCs بعنوان افراد اختصاصی برای "خارجیان مخصوصا کسانی که با مناطق افغانستان آشنایی ندارند شناخته شده اند"[19]. یکی از انتقادات به عنوان مثال، موقعیت دفاتر PSCs در مجاورت منازل مسکونی، مخصوصا در کابل بوده است. برخی از اعضای گروپ های هدف دریافته است که بیشتر از اینکه آنها امنیت را در یک منطقه بالا ببرند، بعضی از PSCs واقعا امنیت محیط را برهم زده اند"با مسلح بودنشان، بستن سرکها، رفتار بدشان و دنبال شر بودن شان"[20].
قسمت زیر جزئیات بیشتر برخی از انتقادات مطرح شده توسط اشتراک کنندکان در ارتباط با امنیت انسانی کشور را رونما می کند.
3.3.2 PSCs و سلاحهای سبک
استفاده گسترده از گارد های مسلح PSCs به نظر می رسد یکی از عوامل کمک کننده به تصویر منفی PSCs در افغانستان پیدا شدن احساس بی امنی در میان اشتراک کنندگان در این مطالعه باشد. یکی از انها به عنوان مثال سوال نمود که آیا یک گارد شخصی لزوما باید یک AK 47(کلاشینکوف) داشته باشد[21]. مباحثات همچنین حول اینکه PSCs سلاحشان را از کجا تامین نموده اند یا اینکه سلاحها ثبت شده وجواز دارند یانه، بوده اند. در مباحثات گروپهای هدف نیز انتقاد شد که PSCs افراد مسلح را بدون توجه به منبع سلاحهایشان استخدام نموده اند. برخی احساس نموده بودند که این امر مشارکت در پروسه های DDR و DIAG راتضعیف می نماید[22]. بیشتر از جذب مجدد در زندگی ملکی، جنگاوران ملیشه سابق قادر به"تجدید کار خود" بدون اجباری در تسلیم سلاحها یا تغییر رفتار و دیدگاههای شان می شوند. براسا گفته های یک مقام ملل متحد، تنها کابل ممکن است دارای 60هزارفرد مسلح خارج از چهارچوب دولت باشد که می تواند به تجارت امنیت خصوصی بپیوندند. بعضی از آنها از لیستهای رسمی اولیه پروسه DDR ناپدید شده اند[23]. این موضوع که چطور فعالیتهای PSC هماهنگ گردند ویا کم شوند و پروسه های اصلاح سکتورامنیتی نیازمند بررسی بیشتر می باشند.
3.3.3 PSCs و جرایم
ارتباط بین جرایم و این شرکتها در مصاحبه ها و مباحثات گروپی اغلب مطرح شده اند که PSCs (اعم از داخلی و بین المللی) با جنایتکاران و مجرمان مرتبط بوده و افراد آنها متهم به مشارکت در فعالیتهای غیر قانونی شده اند. مثالها عبارتند از حملات خشونتبار، سرقتهای خرد، رهگیری، چپاول، قاچاق مواد مخدر، اختتاف، تجاوز، فحشاء و خرید و فروش غیر قانونی سلاحها.
18 مباحثات گروپی هدف در مناطق مختلف، مارچ، می و جون 2007.
19 بزرگان افغان، مباحثه گروپ هدف می 2007.
20 مباحثه گروپ هدف در کابل، 29 مارچ2007 و مصاحبه، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، کابل، 26 مارچ 2007.
21 مصاحبه، کابل، 2 اپریل 2007.
22 مصاحبه با فعالین حقوق بشر افغانی و مقامات ملل متحد،مارچ2007.
23 مصاحبه با مقامات ملل متحد، 20مارچ2007.
کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان (AIHRC) اظهار داشته است که انها شکایاتی از شهروندان افغان در باره ملیشه هایی که در جرایم خرد و قاچاق مواد مخدر در قندهار دست دارند، دریافت نموده است که تعدادی از آنها گفته می شود که با PSCs در ارتباطند[24]. با وجود اینکه این گزارشها عمدتا شایعات و بی اساس اند، ولی واقعات در مورد سوء رفتار PSCsتا حد زیادی مستند بوده و زیاد مشاهده شده است. تعداد زیادی از اعضای گروپ هدف به این نوع رفتار مجرمانه به عنوان" یک ملیشه، همیشه ملیشه است" اشاره نموده اند و مثال زده اند که افراد این شرکتها در راهبندی ها پول جمع نموده اند. در حقیقت رابطه ظاهری نزدیک بین ملیشه ها و PSCs (بخش قبلی را ببینید)، به صورت کاهش اعتماد در امنیت انسانی و افزایش ناراحتی مردم محلی از PSCs ظاهر می گردد. تصویر PSCs از وقتی که بعضی کمپانیها بصورت مستقیم با فرمانده ملیشه ها بعنوان راهی مطمئن برای تدارک گارد های مسلح قرار داد نمودن، لکه دارشده است[25]. موضوع رفتار مجرمانه اغلب رابطه نزدیکی با موضوع پاسخگویی و معافیت طوری که قبلا ذکر شد، دارد.
3.3.4 ارتباط بین PSCs و مردان قدرتمند محلی
در مورد این سوال که چه کسی علاقمند به کار در PSCs می باشد ، جوابدهندگان اغلب جنگسالاران، مجاهدین سابق، مجرمان وکسانی که علاقه به قدرت دارند و می خواهند از پروسه DDR اجتناب نمایند، را لیست نموده اند[26]. بعضیها از این هم فراتر رفته اند و گفته اند که مردان قدرتمند عمدا ملیشه ها ویا اردوی شخصی خود را به PSCs تبدیل نموده تا بتواند بطور قانونی انها را حفظ نمایند. به گفته یک زن عضو پارلمان، قرار داد بستن برخی از PSCs با فرماندهان جنگاوران ملیشه های سابق نسبت به قرار داد نمودن با افراد نیز به ملیشه ها اجازه می دهد تا به طرق دیگر به حضور خود ادامه دهند. آنها با سیستم جدید کارمی کنند تا در قدرت باقی بمانند و پول بدست بیاورند[27]. جدا از موجود بودن یک منبع درامد برای فرماندهانی که درصدی از معاش جنگجویان را می گیرند، نگرانی بزرگتر وفادار ماندن جنگاوران به فرماندهان شان است نه به شرکت[28]. ترس بیان شده دو جهتی است. اولا مصاحبه شوندگان در باره آمادگی ملیشه های ادغام شده در PSCsبرای درگیر شدن در جنگ داخلی دیگر اظهار نگرانی کرده اند. ثانیا، برخی از نمایندگان جامعه مدنی زیاد شدن PSCs (مخصوصا آنهایی که توسط اعضای فامیل مقامات بلند رتبه دولتی اداره می شوند) و ارتباط شان با ملیشه ها را ملاحظه نموده اند طوری که یاد آور تلخیهای اخرین روزهای دولت کمونیستی سابق تحت رهبری نجیب الله می باشد که وی برای مقابله با مخالفان ملیشه های دولتی رابوجود آورد[29]. مالکیت بعضی از این شرکتها توسط اعضای فامیل مقلمات بلند رتبه دولتی افغان نیز بطور بالقوه ای در جهت فرار از حسابدهی و استفاده از ارتباطات دولتی برای بدست آوردن قرار داد های بزرگ بین المللی می باشد. در عین حال نظر مثبتی وجود دارد که استخدام درPSCs مردان قدرتمند سابق و ملیشه هایش را از سرکها به طریق مطمئنی جمع می کند[30]، این هم قابل سوال است که این اثر مثبت دراز مدت است درحالیکه PSCs ممکن است بطور موقت در افغانستان حضور داشته باشند. وضعیت مغلق این ملیشه ها زمانی که قرار داد شان خاتمه یابد است و آنوقت چه بر سر آنها خواهد آمد، نیز نیازمند بررسی می باشد[31].
24 مصاحبه ، 26مارچ2007.
25 مصاحبه با نمایند سکتور خصوصی، آپریل 2007.
26 چندین مباحثه گروپهای هدف در کابل و مناطق اطراف، مارچ و می 2007.
27 مصاحبه ، 26مارچ2007.
28 مصاحبه با فعالین حقوق بشر افغانی و مقامات ملل متحد، دیپلوماتهای غربی و همینطور مباحثات گروپ هدف ، کابل، مارچ و اپریل 2007.
29 مباحثات گروپهای هدف در کابل و مناطق اطراف، مارچ و می 2007. همچنین نگاه کنید به: کارل رابچود، "قراردادیهای نظامی شخصی نیز برای دولت افغانستان مشکلات بوجود آورد"، مرور سیاستهای جهانی، 30 اوکتوبر 2007.
30 مصاحبه با تاجر افغانی، کابل 29 مارچ 2007.
31 بحث دنباله دار با مقام ملل متحد از طریق تلفن، کابل، 22 اوکتوبر 2007.
3.4 PSCs و دولتهای ضعیف
از قبل مشخص شده بود که PSCs خدمات خود رادر افغانستان بعلت اینکه نیروهای امنیتی ملی قادر نیستند بطور کافی امنیت رابرای فعالین بین المللی و سکتور خصوصی تامین نماید، ارائه می کنند. از انجا که این یک امر موقت می باشد، بعضی از جواب دهندگان این را بعنوان ضعف دولت افغانستان تلقی نموده اند[32]. بطور خاص در نواحی اطراف افغانستان، و در کابل نیز، برداشت قوی وجود دارد که دولت نباید به PSCs اعتماد کند وباید مسؤلیت امنیت کشور خود را بعهده بگیرد. اعضای گروپه دف مخصوصا از این امر نگران بوده اند که" باوجود PSCs نیروهای امنیتی افغان(اردو و پلیس ملی) خود را مسؤل امنیت مردم محلی نمی دانند"[33]. بطور خاص ناتوانی دولت افغانستان در قانونمند نمودن PSCs و حسابده نمودن آنها بعنوان ضعف دولت تلقی گردیده است[34]. باتوجه به PSCs با مالکیت خارجی، اعضای گروپهای هدف بیشتراین سوال را مطرح نموده اند که"چه کسی در افغانستان مسؤل است"- افغانها یا خارجیانی که آنها را حمایت می کنند[35]. نمونه ای از PSCs خارجی که مطرح شده عبارت از کسانی اند که مسؤلیت امنیت حامد کرزی را بعهده دارند. برداشت عمومی وجود دارد که PSCs خارجی دستیابی به رییس جمهور را کنترول نموده و مانع از تعامل وی بامردمش می شوند و اورا اجازه نمی دهند که در داخل کشور خودش سفر نماید[36]. با وجوداینکه اکنون دفتر رییس جمهور از محافظان افغان استفاده می کند، چندین تن از اعضای گروپ هدف می گوند که محافظان افغان فقط برای نمایش اند در حالی که آمریکائیان بعنوان مسؤل در پشت صحنه قرار دارند[37].
3.5 اعضای PSC و حرفه ای بودن
بسیاری از نظرات افغانهای مصاحبه شده بطور فردی و در مباحثات گروپهای هدف در باره کارمندان PSC رفتار بد یا بد اخلاقی و مسلکی نبودن(با اشاره عمده به کارمندان محلی) آنهارا ذکر نموده اند.
سوء رفتار- برخی از اعضای گروپهای هدف از آن با"رفتار گاوچرانه(کاوبوی)" یاد نموده اند، آنها با افغانها بدون احترام برخورد می کنند(مثل مشتریان فروشگاهها، بانکها و...)؛ آنها را اذیت می کنند، بطور نامناسب با زنان حرف می زنند، از مواد مخدر استفاده می کنند، به قوانین کشور احترام نمی گذارند وفرزندان افغان را با ارزشهای فرهنگی منفی اشنا می نمایند(مثلا بی احترامی به کلانتر ها). این احساس در میان اعضای گروپ هدف وجود دارد که فعالین بین المللی از رفتارمؤدبانه و احترام بیشتری در هنگام برخورد با اعضای PSC برخوردار می شوند. چندین پاسخ دهنده افغان رفتار بد توسط اعضای خارجی را توهین و بی احترامی به فرهنگ خودشان تلقی نموده اند[38].
مسلکی نبودن بصورت ضعف تعلیم، نبود دستورالعمل های اخلاقی(یا رهنمای عمل و رفتار)، بی سواد بودن یا کم بودن سابقه تعلیمی، نداشتن معیارهای این حرفه وبی تعهد بودن و غیر مؤثربودن توصیف شده است.کمتر از طرف جامعه مدنی وبیشتر از طرف جامعه بین المللی، PSCs اخیرا با توجه به کیفیت آموزش پلیس که آنها تدارک نموده اند در کنار موارد دیگر، تحت انتقادات شدید قرار دارند که این نیز به کیفیت پایین افرادی که آنها استخدام نموده اند برمی گردد[39]. تعلیم وهدایت مناسب اعضای PSC، مخصوصا اعضای محلی با سابقه ملیشه ای بعنوان موضوع مهم توسط چندین تن از اشتراک کنندگان توصیه شده است زیرا تاکنون توجه اندکی به این موضوع مبذول شده است[40].
32 مباحثات گروپهای هدف کابل ، 29مارچ و 4جون 2007.
33 مباحثات گروپهای هدف کابل ، 28 و29مارچ 2007.
34 مباحثات گروپهای هدف در کابل و مناطق اطراف، مارچ و می وجون 2007. همانطور که قبلا ذکر شد، دولت افغانستان نیز این نگرانی را بیان نموده و دستورالعملی برای قانون مند نمودن فعالیتهای شرکتهای امنیتی خصوصی در افغانستان" پیشنویس نموده است.
35 مباحثات گروپهای هدف کابل ، 29مارچ 2007.
36 مباحثات گروپهای هدف کابل ، 29مارچ 2007.
37 مباحثات گروپهای هدف کابل ، 29مارچ 2007.
38 مصاحبه، مارچ 2007.
39 به عنوان مثال نگاه کنید به : IRIN. 2007افغانستان: تلفات زیاد پلیس به علت نبود تعلیم و امکانات. کابل 12 جون؛ رنه مرل. 2007. آمدن در زیر آتش: DynCorp از کار تعلیم نیروهای پلیس در خرج دفاع می کند. واشینگتن پست، 19 مارچ صفحه D01؛ مصاحبه با دیپلوماتهای غربی و مشاورغربی پلس، کابل، 25 و26 مارچ 2007.
40 مصاحبه با اشتراک کنندگان مختلف، کابل، مارچ 2007.
4 نتیجه گیری و پیشنهادات
قسمت پیشین نگرانیهای مردم ملکی افغان در مورد کارهای PSCs در افغانستان، که توسط نمایندگان دولت افغانستان و جامعه بین المللی تکرار شده را پر رنگ نموده است. در یافتهای تردید آمیز یا آشکارا منفی که در نظرات ثبت شده دراین مطالعه غلبه یافته باید در روشنی فضای امنیتی عمومی وبا توجه به اشتراک کنندگان در مصاحبه که برای این گزارش انتخاب شده بودند، مورد تعبیر و تفسیر قرار بگیرند. لازم است که دانسته شود که نیروهای مسلح در کل با بدگمانی نگرسته می شوند، زیرا اغلب مردم تجربه طولانی مدتی از جنگ دارند. بعضی از دریافتهای منفی از نیروهای امنیتی در کل ممکن است به صورت ساده ای به PSCs منتقل شود و برچگونگی برداشتها از آنها تاثیر بگذارد. به علاوه، برای این مطالعه، بطور عمد تنها مصاحبه های کمی با مشتریان و خود PSCs صورت گرفته اند. مشتریان و خود PSCs به احتمال زیاد به مقدار زیادی اثرات امنیتی مثبت صنعت امنیت تجارتی را نسبت به آنچه مردم محلی مصاحبه شده و نمایندگان جامعه مدنی گفته اند، بزرگ نمایی نموده اند. اکنون، این امر مهم است که تاکید شود در حالی که تعداد زیادی از دریافتهای مردم محلی و فعالین دیگر در افغانستان احتمالا بر مبنای ترس، شایعه وقصه ها استوار شده اند، این خود واقعیتی را در افغانستان بوجود آورده که PSCs با دید منفی نگرسته شده اند.
نگرانیهای مردم محلی که شایسته تاکید مجدد می باشند عبارتند از:
اول، دشواریهای گزارش شده در تشخیص روشن بین فعالین امنیتی مختلف در افغانستان، احساس آسیب پذیری را در میان کسانی که مصاحبه شده اند، و همینطور برای کسانی که آنها برخورد داشته اند، بوجود آورده است. این امر با این دریافت که قدرتمندان محلی از PSCs بعنوان جبهه ای برای ماندن در قدرت و حفظ قانونی ملیشه هایش استفاده می کنند، تقویت شده است.
دوم، هرچند که برخی از افغانهایی که در این مطالعه شرکت داشته اند پذیرفته اند که خارجیها و تجار ثروتمند نیاز به حفاظت دارند، برداشت خشم آلود برعلیه امنیتی که به کالایی برای اغنیا تبدیل می شود وجود دارد. گذشته از این، تعداد زیادی از اعضای گروپهای هدف احساس نموده اند که PSCs بعلت رفتار بد اعضای PSCs ،بشدت مسلح بودن آنها و افزایش مواجهه با حملات شورشیان وجنایتکاران ، دارای اثری منفی بر روی امنیت نواحی مجاور محل کارشان دارند.
سوم، حالت بی قانونی PSCs در افغانستان یک مشکل عمده قلمداد شده است؛ چیزی که بخشهای دیگر اعمال دولت سازی در این کشور را نیز دربرگرفته است. افراد PSC در رفتار مجرمانه شامل بوده است، بعنوان مثال نگرانی عمده ای که توسط افراد مصاحبه شده مطرح شده است. قانون مند نمودن PSCs در فضای نا امن بطور خاصی نیازمند توجه به این است که سلاحها چگونه بطور قانونی و شفاف بدست آید. فضای بی قانون بازار به ساختار های غیر شفاف اجازه می دهد و به تشویق رفتار بد و رد کردن مسؤلیت و جوابگویی به دیگران تمایل دارد. به علاوه، حضور گسترده PSCs و همینطور نبود مقررات به احساس ضعف در اقدار دولت کمک می کند. درک معافیت بعضی از اعضای PSCs اعتماد به دولت را بیشتر به تحلیل می برد. اعمال بد نه تنها مشکلی برای مردم محلی است که ازطرف اعمال کنترول نشده PSCsضربه می بینند، بلکه می تواند بطور ضعیفی بر روی سایر فعالین نیز انعکاس یابد. در درجه اول این امر می تواند تصویر بدی از فعالین نظامی در این کشور باشد که اغلب با PSCs همراه است. دوم، این امر بطور ضعیفی بر روی جامعه جهانی اثر می گذارد که از دید افغانهای اشتراک کننده در این مطالعه کمترین توجهی به رفتار بد اعضای PSCs آمده از کشورهای شان ندارند. ودر آخر، تعداد کمی PSCs بد می تواند تصویر تمامی سکتور امنیت خصوصی را به شمول شرکتهای مشهور و فراهم کننده خدمات قوی، تباه نماید. بنابر این، هرفرد به شمول PSCs می تواند از منافع یک محیط شفاف و قانون مند برخوردار شوند. موارد زیر مهمترین توصیه های منتج شده از تجارب انجام شده در افغانستان می باشند:
توصیه های کلی برای دولت میزبان برای تنظیم PSC:
- اطمینان از شناسایی اعضا و وسایط PSC(آی دی ها، لباسهای مشخص وقابل شناسایی، شماره پلیتهای مخصوص وسایط).
- اطمینان از اینکهPSC با فرامین و دادن مجوز های مناسب.
- ایجاد قوانین روشن در مورد تدارک و جواز دهی سلاحها(تفکیک نمودن انواع سلاح و جوازها جهت دریافت)، بنابر این هیچ سلاح ثبت نشده نباید توسط PSCs استفاده شود.
- ایجاد قوانین روشن در باره همکاری بین PSCs و نیروهای امنیتی دولتی.
- ایجاد قوانین روشن در باره مقامات اداری عمومی که مالک و یا شریک PSCs می باشند.
- اطمینان از اینکه کمترین سلاحهای مورد ضرورت توسط PSCs استفاده می شوند.
- ایجاد مقررات روشن در باره اعضای PSCs به شکل آموزش و رکورد های روشن جنایی.
- اطمینان از موقعیت امکانات PSCs در خارج از مناطق ملکی.
- اطمینان از اینکه مقررات PSCsبا قوانین و مقررات ملی و بین المللی منطبق است مانند قانون کار وقوانین بین المللی حقوق بشر.
پروسه جهت دهی توصیه ها:
برای PSCs:
- ایجاد مکانیزمهای شکایت آسان و قابل دسترس برای مردم محلی.
- ایجاد بهترین تمرینات در استخدام و رهنمایی اعضا و اشتراک در اطلاعات در مورد بهترین کارها(این کارباید شامل تمام اعضا تا سطح مدیریت ورییس را شامل شود).
- آموزش را یکی ازعناصر مهم و در جریان خدمات خوب بسازید. همچنین رفتار مناسب در تعاملات با ملکیان در محدوده آموزش شامل گردد.
- در ساختار مالکیت شرکت و نیز در قرار دادها بیشتر شفاف باشید.
برای مشتریان PSCs:
- ثبت نام در ویا اجرای توصیه های اصول داوطلبانه در امنیت و حقوق بشر(VPSHR).
- مشاوره با جوامع محلی در مورد اثرات مورد نظر ترتیبات امنیتی.
- تعقیب نمودن یک کود روشن هدایات برای استخدام PSCs مانند رهنمودهای متقاضیان تدارک شرکتهای امنیتی خصوصی سارایوو.
- ایجاد یک سیستم نظارت از کیفیت محصولات امنیت خصوصی و رفتار اعضای PSC.
- شناسایی PSCs خوب و مشهور در محل پیش از استخدام انها.
برای دولت میزبان:
- ایجاد یک مکانیزم شکایات مستقل،عمومی وبا دسترسی آسان، جایی که مردم محلی وفعالین بین المللی ملکی بتواند شکایات خود را ثبت نموده و از مربوط به سوء رفتار PSCsابرازنگرانی نماید و از تعقیب نگرانیهای ابراز شده در شکایات مطمئن شود.
- تنظیم PSCs هرچه زود تر که امکانات اجازه دهد و تمرکز برر وی مقرره اولیه ای که بتواند به آسانی پیش ببرد تا زمانی که ظرفیتها اجازه قوانین جامع تر را بدهد.
- اطمینان از اینکه قوانین و مقررات موجود بطور مناسبی پیش می رود.
- یک پروسه تنظیمی در مورد PSCs باید شامل مشاوره جامعه مدنی باشد.
برای جامعه جهانی:
- کمک به دولت محلی در تهیه مقرره PSCدر اولین فرصت ممکن و ایجاد مکانیزم شکایات عامه.
- توسعه مجموعه های آموزشی استندرد که بتوان توسط خاجیان به PSCs ارائه نمود( به عنوان مثال UN, NGOs وغیره).
- نظارت دریافتهای عامه از PSCs در کشورهای دیگر.
معرفی سایتAfghan Universities Forum
این سایت جدید شامل گروههای مباحثه و تبادل نظر و اطلاعات در مورد موضوعات زراعتی می باشد که برای استادان و دانشجویان افغانی طراحی شده است. خلاصه ای از معرفی دانشگاهها نیز موجود است که ما مطلب مربوط به دانشگاه بامیان را ازاین سایت نقل می کنیم. از این سایت دیدن کنید:http://www.afghanaguniv.org
The Afghan Universities Agriculture Forum is a web-based forum to enable all faculties of agriculture in the universities in Afghanistan and their collaborators in the Ministry of Agriculture, Irrigation and Livestock to
-
Share syllabus between faculty members.
-
Exchange experience.
-
Post questions to colleagues.
-
Calendar of events of interest to all members.
-
Build a community of Practice among users.
-

Introduction & Historical Background
Bamyan University including Faculty of Agriculture & education was established during war period in its current location in 1996. Departments of sciences & Medicine were added during next years. Dr. Kazem Tura was chancellor of the University, When university was invaded and be came military center by Taliban group, students were junior.
Finally with settlement of peace & security, passed the button of command to passing and Islamic transitional government, frequent request of people and by command of president Hamid Karzai, ministry of higher education agreed with restablishment of the university. Under supervision of prof.M.Sarvar Mavlaei, efforts for providing facilities, inviting instructors & preparing to accept students were commenced on sep. 2003. Bamyan University was inaugurated officially, presiding over ceremony, Deputy of Islamic transitional government and Minister of higher education, On April 3,2004. From september of 2005 to yet, Prof.M.Arif Yusofy, is Chancellor of the University.
Faculties and Departments
In addition to Faculty of Agriculture, Faculty of Education is also active with seven Departments: Mathematics, Physics, Biology, chemistry, Dari Litrature, History and sociology.
There is a plan to stablish new Faculties and Departments like Faculty of Social Sciences, Faculty of Basic Sciences and Department of Archeology, in Bamyan University.
Faculty of Agriculture
This Faculty was one of initial two faculties that stablished in 1996 . In 2004, when the University reopened, also Agriculture was one of the two inial faculty of Bamyan University that Agronomy, Horticulture and Animal Sciences was its Departments. In 2005, Department of Geology has stablished and then affiliated to this Faculty. This Faculty has 16 lecturers. In 2007, for the first time, 65 students from those three initial Departments were graduated and about 300 students(including 10 girls) are studying.
یادداشتهای سفر هند- قسمت دوم: دانشگاهها
دهم ژانویه 2008:دانشگاه دهلی
The University stands for humanism and tolerance, for reason, for adventure of ideas and for the search of truth. It stands for the forward march of the human race towards even higher objectives. If the universities discharge their duties adequately then it is well with the nation and the people." Jawaharlal Nehru
یکی از اهداف اصلی سفر من بازدید از چند دانشگاه مهم هند و یا در دهلی و نزدیکیهای آن است. هم برای دیدن و هم برای گرفتن پذیرش برای خود و چند نفر دیگر. رسیدن من به دهلی برابر بود با تعطیلات سال نو میلادی و پایان ترم یا سمستر تحصیلی. ازاین رو مدتی صبر کردم واز اوایل ژانویه گشت و گذار خود را از دهلی شروع کردم.دانشگاه دهلی، دانشگاه جواهر لعل نهرو که شاید مشهور ترین دانشگاههای دولتی هند باشند و در دهلی واقعند، در صدر لیست من قرار داشت. بعد از آن قرار بود دانشگاه پونه در نزدیکی بمبئی در ایالت "مهاراشترا" را ببینم و اگر ممکن شد سری به بنگلور و میسور در جنوب هند نیز بزنم. اما در عمل چنین نشد، زیرا به دلایلی کلا از سفر به جنوب هند منصرف شدم و در عوض اطلاعات مورد نظر را از دوستانم که در این دانشگاهها ویا شهرها تحصیل می کنند، دریافت نمودم. در عوض به ایالتهای هاریانا و پنجاب در شمالغرب هند سفر نمودم و از دانشگاههای پنجاب در "چندیگر" و دانشگاه "کروکشترا" در هاریانا باز دید نمودم. علاوه بر این از دوستان و همکاران دانشگاه بامیان که در "لکنو"، دهرادون، راجستان، حیدر آباد، کرالا ، حصار، جیپور و بنگلور مشغول تحصیل می کنند نیز تلفنی ویا اینترنتی معلوماتی کسب نمودم. پس در مجموع و با اندکی اغماض می شود دانشگاههای هند را چنین طبقه بندی نمود:
· دانشگاههای علوم پزشکی
(All India Institute of Medical Sciences)
· دانشگاههای علوم کشاورزی وزراعت
· دانشگاههای فنی و مهندسی
(IIT: Indian Institutes of Technology )
· دانشگاههای معمولی یا سنتی( شامل دانشگاههای سنتی و معمول که بیشتر شامل رشته های علوم انسانی و علوم محض می باشند ولی بعضا رشته های فنی هم دارند).
· کالج ها و دانشگاههای مستقل، خصوصی و نمیه خصوصی( بیشتر شامل دانشگاههای خرد که بیشتر به چند رشته محدود و خاص می پردازد و معمولا برای لیسانس و حد اکثر ماستری است).
و این هم لیست و آدرس بعضی از مهمترین دانشگاههای هند برای علاقمندان:- DelhiUniversity: http://www.du.ac.in
- Jawaharlal Nehro University:http://www.jnu.ac.in
- All India Institute of Medical Sciences: http://www.aiims.ac.in/
- Anna University: http://www.annauniv.org/
- Cochin University of Science & Technology:http://cusat.edu/home.htm
- Goa University: http://unigoa.ernet.in/univer.html
- University of Hyderabad: http://www.uohyd.ernet.in/
- Indian Institute of Science, Bangalore: http://www.iisc.ernet.in/
- Indian Institute of Technology, Bombay:http://www.iitb.ac.in/
- Indian Institute of Technology, Kanpur: http://www.iitk.ac.in/
- Indian Institute of Technology, Madras: http://www.iitm.ac.in/
- Indira Gandhi National Open University: http://www.ignou.ac.in/
- International Institute for Population Studies:http://www.iipsindia.org/
- Punjabi University:http://www.pbi.ernet.in/
- University of Roorkee:http://www.rurkiu.ernet.in/
- Viswa bharati uni:http://www.vbharat.ernet.in/
- Jamia Milia Islamia uni:http://jmi.nic.in/
- Jamia Hamdard University: http://www.jamiahamdard.edu
University of Agricultural Sciences, Bangalore: uas.ernet.in
Alagappa University: csecri.ren.nic.in
All India Institute of Medical Sciences: (General) medinst.ernet.in
Amravati University: mah.nic.in
Andhra University: md2.vsnl.net.in
Banaras Hindu University: banaras.ernet.in
در مورد دانشگاه دهلی پیش از همه بهتر است این مطلب را عینا به نقل از سایت این دانشگاه برایتان بیاورم که به نظرم بسیار جالب آمد:"

The University of Delhi was incorporated as aunitary teaching and residential University by an Act of Central Legislature in 1922. In 1933 an important step was taken towards the development of the University when the old Vice Regal Lodge with its extensive gardens was made available to the University. Sites were then offered to the constituent colleges on certain conditions. In 1943 the University was given a federal structure with the colleges as its constituent units.In 1953, a distinction was introduced between ‘constituent’ and ‘affiliated’ colleges, the former being those which were allowed to organize both Pass and Honours Courses at the under- graduate level and the latter being those which were permitted to organize instructions only for the Pass Courses. The present arrangement is that almost all the under - graduate teaching is done in the colleges, while the University organizes post-graduate teaching and research with its own staff. The staff appointed in the colleges, are also associated under co-operative teaching scheme.The President of India is the Visitor, the Vice-President of India is the Chancellor and the ChiefJustice of India is the Pro-Chancellor of this University.Prof. Deepak Pental, an eminent Scientist, is the Vice-Chancellor of the University since September 1, 2005.The University enclave covers an area around 500acres. There has been a considerable increase in student enrolment in recent years. The number of students onroll (including those taking,correspondence courses) at present is approximately 3,30,000 as compared to27,905, in August 1964, in 78 Colleges and Institutions,84 Post-graduate epartments and 16 Faculties.
یادداشتهای سفر هند- زمستان1386/ بخش اول
شانزدهم دسمبر2007: پرواز
این دومین بار است که به هندوستان سفر می کنم. اولین بار در جولای همین سال، در اوج گرمای شبه قاره بود که راهی این کشور شدم و فقط توانستم12 روز دوام بیاورم. گرمای بیش از حد هوا و مشکلات زبان و عدم آشنایی با محیط باعث شدند که نتوانم به وعده ام عمل کنم و مطالبی از دیده ها و شنیده هایم را در اینجا ارائه دهم. اما این بار فرصت بیشتری دارم و در واقع تعطیلات زمستانی، هوای معتدل، گشت و گذار بیشتر و آشنایی با جنبه های مختلف محیطی، فرهنگی و اجتماعی این سرزمین می توانند این یادداشتها را غنی تر نموده و از مفاهم و تصاویر عمیق تری بر خور دار نمایند. هرچند اینبار نیز فرصت کافی و امکانات دسترسی مداوم به انترنت و مخصوصا نوشتن الکترونیکی با حروف زیبای فارسی را در یک کشور غیر فارسی زبان، در اختیار نداشته ام و از این رو این یادداشتها می تواند کامل نباشد. از این رو از دوستان عزیزم مخصوصا آنهایی که هم اکنون در هندوستان زندگی و تحصیل می کنند و یا آنهایی که به نحوی با این سرزمین آشنایی بیشتری دارند، میخواهم که از طریق گذاشتن پیام، کمبودها و اشتباهات را یاد آوری نموده ویا آنها را تکمیل نمایند. بهر صورت، این است یادداشتهای یک رهگذر و برگی است تحفه درویش!

راستش من سفر را بسیار دوست دارم ولی نه سفر هوایی را، زیرا مسافرت با یک قفس آهنین به رغم سهولتها و راحتیها،از روح سیرو سفر به دور است، و یا در واقع فقط سفر است و طی فاصله و نه سیر و تماشا. اگر یک مسافرت سه قسمت داشته باشد، مسیر رفت،هدف یا مقصد ومسیر بازگشت، برای من بیشتر از همه همان بخش اولش جالب است نه مقصد و باز گشتش. همیشه رؤیای من یک سفر بی انتها و یکسره به درون هستی بوده است و یا لا اقل به دور کره زمین. همیشه بیشترین لذت را از سفرهای زمینی آرام و حتی پیاده برده ام.از لحاظ دیگر هم سفر هوایی برایم خوشایند نیست و آن سپردن خود و تمام تقدیر خود را به دست یک ماشین پرنده دست ساز بشراست! نمی دانم این فکر از کجا برایم پیدا شده است که نمی شودبه ماشین اعتماد کرد. می دانم ماشینها در نهایت دستساز ما و ظاهرا تحت کنترل انسان است ولی من از همه ی آنها هراس دارم، حتی از دو چرخه و موتور سیکلیت و موتر، ماشینهای غول پیکر چون طیاره و موشک و... که دیگر هیولاست!آری به کرات دیده ام که انسانهای زیادی قربانی اعتماد به همین آهنپاره ها شده اند:با همین نوع پرنده ها بودند که بر سر مردم ژاپن بمب اتمی ریختند و حتی بر سر مردم ما هم روسها و آمریکاییان می ریزند... بگذریم، شاید یک فیلم قدیمی از چارلی چاپلین رادیده باشید به نام "عصر جدید" که در اوایل قرن 20 وحشت و هراس از ماشین را به نمایش گذاشته است و در آن چارلی کار گری است که در میان چرخ دنده های یک ماشین غول پیکر گیر مانده است. بهر حال من در تمام عمرم سفرهای اندکی با طیاره داشته ام ولی تقریبا در همه ی آنها به نحوی اذیت شده ام: یک بار که با یک هواپیمای نظامی سفر میکردم بلا فاصله بعد از بر خواستن از میدان هوایی کابل دچار سانحه شد و چیزی نمانده بود که سقوط کنیم ولی به علت نزدیکی به میدان توانست فرود اضطراری انجام دهد. یک بار دیگر در زمستان سال 83 می خواستم با طیاره شرکت کام ایر از کابل به هرات بروم ولی بلیط میسر نشد، ظاهرا همان طیاره در باز گشت از هرات نتوانست در هوای برفی و ابری کابل فرود آید و در نتیجه با برخورد به کوههای سروبی خود وانسانهای زیادی را قطعه قطعه نمود! ، دفعه پیش در باز گشت از دهلی به کابل در میدان هوایی دچار مشکل شدم و پرواز را از دست دادم و حتی همین سفر آخری من به هندوستان هم از این مسایل به دور نبود. یک هفته انتطار پرواز و دو روز سرگردانی و درد سر در میدان هوایی کابل و دو بار کنسل شدن پرواز...آری با این وجود، باز هم چاره ای نیست زیرا دولت هند به افغانها فقط ویزای هوایی می دهد، شاید می ترسد که با سفر زمینی از پاکستان با خود ملا عمر و بن لادن را وارد کنیم، کما اینکه در بیشتر موارد هندیان وقتی می فهمند که افغانی هستی، اولین سوالش این است که بن لادن و ملا عمر کجایند؟ از بس به این سوال جواب داده ام که دیگر یک راست می گویم: در هندوستان واگر تعجب کردند اضافه می کنم که حتما در شبه قاره هند به سر می برند! این بار با هواپیمایی ملی افغانستان"د آریانا افغان هوایی شرکت" سفر می کنم شرکتی که به کلی از اعتبار افتاده و هیچ خارجی با آن مسافرت نمی کند(به رغم تخفیف در بلیط) و در بسیاری از کشورهای جهان پرواز هایش ممنوع شده است و حتی امسال نتوانست در برنامه انتقال حجاج افغانی به عربستان شرکت داشته باشد. شرکتهای خارجی و حتی شرکتهای خصوصی داخلی(کام ایر-پامیر- صافی...)گوی سبقت را از آن ربوده اند. موضوع اختلاس و فساد در آریانا سالهاست که بر سر زبانهاست ولی نتیجه ملموسی نداشته است و فقط تازگیها این شرکت با اجاره گرفتن چند فروند هواپیمای جدید از ترکیه و... سعی می کند با تبلیغات آبروی از دست رفته خود را دوباره بدست آورد. بعد از حدود یک هفته انتظار و سرگردانی و کنسل شدن پرواز و البته در نهایت هم با 3 ساعت تاخیر هواپیما از زمین بر می خیزد و من سعی می تمام خاطرات ناخوشایند و درد سرهای میدان هوایی کابل را به فراموشی بسپارم و با کشیدن نفسهای عمیق به گذشته و حال و اینده بیندیشم وو از پنجره مسدود و دوجداره طیاره به آسمان ابری بیرون خیره می شوم. مثل هر پرواز دیگری سعی می کنم افکارم را متمرکز کنم و با خود می گویم شاید این آخرین سفر و لحظات آخر زندگی تو باشد. بنابر این لحظه ای چشمانم را می بندم و تمام زندگی را مرور می کنم...این لحظه تقدیر است و هیچ جایی یا زمانی چنین خود را دست و پا بسته و تسلیم احساس نکرده ام. طیاره اوج می گیرد ولی من بیشتر در خودم غوطه ور می شوم و چشم که باز می کنم دیگر بر روی ابرها سواریم و آنقدر نزدیک که می شود دست خود را دراز کرد و مشتی پنبه یا پشم رادر چنگال خود گرفت. شاید این زیبا ترین لحظه سفر هوایی باشد، بسیار زیبا و شاعرانه آنقدر که بقول شاعر می توان گفت:"ای کاش می شد خود را رها کرد". بعداز لحظاتی که به حالت عادی بر می گردم می بینم نفر پهلویی ام یک سردار سینگ است با آن عمامه جالبش(یک مهماندار ترکی که ظاهرا سفر اولش به هند بود از دیدن این مندیل زیبا بسیار تعجب کرده بود و می پرسید که قیمت این چند است و من یکی از اینها می خواهم). کمی بهم دیگر نگاه می کنیم و من شک می کنم که وی هندی باشد یا از سینگ های خودمان. لحظه ای بعد او با انگلیسی شروع می کند که کجایی هستی و من که می گویم افغانم، به فارسی می خند و میگوید فکر کردم تایلندی هستی و تعجب کردم که چطور شده یک خارجی با آریانا سفر می کند. زیرا آنها یا با "ایر ایندیا" و یا حداقل با کام ایر سفر می کنند. تا رسیدن به دهلی هردو از هر کجا حرف می زنیم من از هند می پرسم و او می گوید زیاد با افغانستان فرق نمی کند... و وقتی مهماندارغذا آورد من حسابی گرسنه شده بودم زیرا از ساعت 5 صبح تا11 در انتظار رویت جناب هواپیما- می بخشید طیاره- سرپا ایستاده بودم. غذا در واقع صبحانه بود: نیمرو تخم مرغ، سوسیس و... که بر خلاف معمول همه را در چشم بهم زدنی تمام کردم و بعد چشمانم به غذای نخورده سردار سینگ خیره ماند! من تازه در یافتم که وی علفخوار_وجیترین- است و از آنجا که به سرزمین علفخواران یا به قول بعضیها دال خوران- سفر می کنم و بدون معطلی تمام تخم و سوسیس اورا نیز نوش جان نمودم و خدای را شکر کردم که چنین بندگان خوبی آفریده تا فقط از نیمی از نعمات دنیوی استفاده کند و بقیه را برای ما رها نمایند. تازه دفعه پیشیادم آمد که یک علفخوار افغانی غیر هندو و سیک با مهماندار چنان دعوا کرد که چرا غذای مخصوص وجی نداری که عنقریب به زد و خورد کشیده بود. یاد تان باشد که این غذانامه هرچند طولانی آمد ولی برای کسانی که به هند می آیند لازم است زیرا یکی از مشکلات عظیمبرای مسافران ناوارد خواهد بود. من هنوز از غذا فارغ نشده بودم که جناب سردار گفت که آماده شو که رسیدیم. آری این هم یکی دیگر از بدیهای سفر هوایی است، تا چشم بهم بزنی رسیده ای و این هم البته اول بد بختی افغانهاست باید به تمام هندیها جواب همه کارهای ملا و آخوند و طالب و... را بدی و از لحاظ رسمی سرو کارت با پلیس است و بعنوان مظنون تحت نظر همیشه باید با دفاتر پلیس در رفت و آمد باشی!
اين است باميان...
کوه آهنی خفته را کی کند بيدار؟
GREAT HAJIGAK IRON ORE DEPOSIT
ذخیره حاجیگک کوهی است از آهن که تا کنون زور هیچ حاکمی به آن نرسیده تا از آن استفاده کند. اما گویا کرزی تصمیم به حراج آن گرفته است در حالیکه در شرایط فعلی به حراج گذاشتن معادن به این بزرگی کار صحیحی نمی باشد. همین دولت تجربه ناموفقی تاکنون در مورد معادن بزرگ دیگر مانند مس عینک هم داشته است. بهر حال دیده شود که چی می شود.
![]()
![]()
![]()
مزید اطلاع شما عرض می کنم که ذخیره آهن حاجیگک فقط به این منطقه محدود نمی شود و اینجا قسمت سوپر معدن استُ با فیصدی بسیار بالا(۸۰-۹۵٪ آهن) ولی این ذخیره به طرف شرق در خارزار در بهسود و تا نزدیکیهای کابل با عیار و ذخیره کمتر کشیده شده است. شخصا فکرمی کنم فعلا استخراج آهن حاجیگک نه ممکن و نه اقتصادی است. وقتی افغانستان توانست تاسیسات ذوب آهن را در نزدیکی معدن بسازد و طریقه مناسب انتقال از جمله ریل را مهیا سازد آنوقت اسخراج این معدن ممکن و اقتصادی خواهد بود. در غیر آن حمل این کوه با این راهها با موتر کاماز به داخل و خارج توسظ هر کسی که باشد دیوانگی و اتلاف سرمایه است.
ضمنا شما در تصاویر بالا دو یار دیرین و یا دو مانع اصلی دیگر بر سر راه استخراج این معدن- کوتل حاجیگک و کوه بابا- را نیز می بینید.
دو خبر يک نکته
اول- سرکسازی میدان تا کوتل اونی در جریان است. البته هنوز از قیر که یکسال پیش کرزی افتتاح کرده بود خبری نیست و تا کوته عشرو کار زیر سازی در جریان است. تازگی ها در کوتل اونی خاکبرداری برای زدن تونل شروع شده. فعلا کار خوب پیش میرود ولی نسبت به یکسال که از شروع آن می گذرد خوب پیشرفت نکرده است. گاهی کار به دلایل نا امنی و بهانه های دیگرتعطیل می شود. طفلکیها چیناییها مثل هزار گان با ترس و لزر و ورد و دعا روز گار می گذرانند و خدا خدا می کنند که اینکار ختم بخیر شود!
![]()
![]()
![]()
راستی این سرک یا رویای تاریخی هزارجات بزودی تحقق خواهد یافت؟ آیا نسل من حد اقل از آن استفاده خواهد کرد؟....
دوم- قرار اظهار مقام ولایت امسال چهار(۴) کیلومتر سرک در بامیان قیر می شود!
و افتخار دیگری علاوه بر سرک سنگی والی قبلی توسط این والی به بامیان اعطا خواهدشد. رفتم که از جریان کار عکس بگیرم ولی دیدم که در حوالی د فتر حزب کار بجای قیر سمنت کاری است...که مرا به یاد سرک قدیم و روسی هرات- قندهار انداخت- با آن خردشدگیها و درز و شکافها و فاصله بین بلوکها ی عذاب آور - و ناراحت شدم وعکس نگرفتم و آن را ماندم برای زمانی که درزها دهن باز کند و مثل سرک سنگی لعنت مردم را در آورد.
شرح اين هجران ...
دانشگاه بامیان رسما در ۱۵ حمل ۱۳۸۳ افتتاح شد. اما شروع کار اصلی و آغاز تدریس در ۱۵ ثور همان سال بود...حدود سه سال پیش و در همان زمانی که عکس زیر گرفته شده است:

در سه سال گذشته تحولات زیادی در دانشگاه بامیان رخداده و با وجود اینکه افراد حاضر در عکس -البته به اضافه چند تن دیگر که یا در این روز غایب بوده اند و یا کمی بعد به جمع پیوسته اند- بنیانگذاران واقی دانشگاه هستند. اما متاسفانه اکنون در زمان نگارش این مطلب فقط چهار تن در دانشگاه حضور دارند و بقیه هر یک به راهی و به کاری دیگر رفته اند...یکی در تهران خانه نشین است. چندین تن در ایران مشغول ادامه تحصیل ماستری و دکتری اند و چهار تن در هندوستان تحصیل می کنند. دو تن در آمریکا و یکی آواره صحراهای استرالیا...سه چهار تن در کابل در ادارات مهم ریاست یا مدیریت می کنند...یکی آواره دره یمگان و بدخشان شده و چند تن دیگر از کابل گرفته تاتهران به کارهای پر درامد دیگر مشغولند . یکی در کابل و دیگری در هرات استاد است...دو تن در ادارات بامیان ریاست یا مدیریت می کنند و ...
چه شد که این جمع پریشان شد؟
خوب یا بد خادم یا خائن ؟... در مورد آنها حرف و حدیث زیادی گفته می شود و خواهد شد اما این آیندگان است که در باره آنها قضاوت درست خواهند نمود؟ ...
بگذریم:
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دیگر
