شرکتهای امنیتی خصوصی در افغانستان

 شرکتهای امنیتی خصوصی در افغانستان 

و مردم محلی

 

نوشته سوزان اشمیدل(ادیت شده توسط اولریکه یوراس)

جون 2008

 

 

این متن برگزیده ای از این گزارش کاری می باشد: "کمپانیهای خصوصی و مردم محلی: مطالعه اکتشافی(آزمایشی) افغانستان و آنگولا" (او. یوراس و شوستر، ادیتوران، 2008). در این نوشته بر روی مطالعه موردی  افغانستان توسط س. اشمیدل برای ترجمه به دری و پشتو کوتاه شده است. گزارش اصلی در سایت زیر قابل دسترسی است:

http://www.swisspeace.ch/typo3/fileadmin/user_upload/pdf/Working_Paper/WP_1_2008.pdf.

این مطالعه توسط ریاست حقوق بین المللی عامه وزارت امور خارجه دولت فدرال سویس بعنوان کمک به ابتکار سویس درباره کمپانیهای امنیتی و نظامی شخصی عمل کننده در موقعیتهای جنگی،  توظیف و  تمویل شده است. این پیش قدمی اهداف ترویج دادن توجه به حقوق بین المللی بشردوستی و حقوق بشر و تصریح کردن مجدد الزامات قانونی مرتبط و توصیه اعمال بهتر دولتها در برخورد با این نوع کمپانیهارا مد نظر دارد( این سایت را ببینید: http://www.eda.admin.ch/psc). این گزارش لزوما نظر دولت سویس را منعکس نمی کند.     

 

1 مقدمه

در دو دهه گذشته، رشد سریع کمپانیهای امنیتی خصوصی(PSCs) از زوایای مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. دانشمندان، رسانه ها و همینطور سازمانهای حکومتی و غیر حکومتی، مباحثه ای را در باره مزایا و مضرات حرفه امنیت خصوصی براه انداخته اند. مطالعات در باره PSCsموضوعاتی مانند وضعیت قانونی آنها، موضوع پاسخگو بودن آنها و یا گزینه های مربوط به مقررات آنها را در برمی گیرد. تاکنون توجه اندکی به این موضوع که چطور این کمپانیها بر مردم محلی که آنها در آن کشور فعالیت می کنند، اثر می گذارد، مبذول شده است. PSC ها، توسط مشتریان مختلفی مثل دولتها، شرکتهای خصوصی، سازمانهای بشردوستانه ویا افراد به خدمت گرفته می شوند. علاوه بر فراهم نمودن امنیت برای مشتریان شان ، فعالیتها و حضور این کمپانی ها ممکن است تبعات ناخواسته ای را ، نه فقط برای کسانی که آنهارا به خدمت گرفته اند، بلکه برای مردم محلی نیز بدنبال دارد. درک بهتری از اینکه چطورامنیت خصوصی اثر محکمی بر روی زندگی افراد غیر ذی دخل در بر دارد و چگونه  مردم محلی PSCs را می بینند برای یک بحث آگاهانه در مورد مقررات  حرفه امنیت تجارتی، مرتبط به نظر می رسد. این مطالعه کمک به دریافتهای و چشم اندازهای تازه در این زمینه را از طریق مورد بحث قرار دادن این موضوعات در مورد افغانستان در نظر دارد.

این مطالعه موردی بررسی نموده است که چطور مردم محلی و برخی از نمایندگان جامعه مدنی به این کمپانیها نگاه می کنند و چگونه آنها بر روی زندگی روزانه شان اثر می گذارند. علی رغم اینکه این دیدگاهها در مورد حرفه امنیت خصوصی ممکن  است همیشه واقعیتهای انکار ناپذیر نباشند، اما این نظرات شامل واقعیتهای گفته شده ومربوط به PSCs، مشتریان و تنظیم کنندگان آنها می باشند. میتودولوژی کیفی استندردی برای این تحقیق بکار رفته که شامل مصاحبه های نیمه ساختاری، گروپهای مباحثه کنترل شده، مشاهدات شخصی و مروری بر نوشته های موجود. 36 مصاحبه نیمه ساختاری در کابل و دو مصاحبه انجام شده از طریق ایمیل در کنار هفت سری مصاحبه های کنترول شده گروپی با مردم ملکی محلی در مناطق مختلف کشور صورت گرفته است. مصاحبه های نمیه ساختاری در ماه مارچ و اپریل 2007 به انجام رسیده و و مصاحبه های ایمیلی در طول ماههای می، جون، جولای و اوکتوبر صورت گرفته اند. مصاحبه های گروپی متمرکز در کابل(3مورد) و جنوب و جنوب شرق افغانستان(چهار مورد)در ماههای می و جون 2007 برگزار شده اند. اطلاعات مصاحبه ها که توسط جین اس. رنوف،  محصل دوره دکتورا در روابط بین الملل در مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن درسپتمبر/اوکتوبر 2006 و در مارچ/اپریل 2007 انجام شده روشنی بیشتری در مورد دید گاههای بازیگران عرصه بشردوستی بین المللی فراهم نموده است[1].  این مطالعه درابتدا یک دید کلی راجع به  PSCsدر افغانستان را فراهم می کند و سپس با مباحثه دریافتهای مردم از PSCs و یک قسمت  شامل نتیجه گیریها و توصیه ها ، دنبال شده است.

 

 

    1 تزیس دکتورای ایشان برتعامل بین بازیگران عرصه بشردوستی و موسسات امنیتی خصوصی متمرکز است. افغانستان یکی ازمطالعات موردی می باشد.

 

2  بررسی کار PSCs در افغانستان 

 

  پیش از اشغال افغانستان به رهبری آمریکا در 2001، هیچ منبعی در باره فعالین امنیت خصوصی در این کشور موجود نیست. کمپانیهای امنیتی خصوصی تقریبا همزمان با نظامیان بین المللی که با قوای ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا آغاز شد، وارد افغانستان شدند. شرایط امنیتی ضعیف در افغانستان سبب  بوجود آمدن تقاضا برای خدمات امنیتی مخصوصا در میان شمار فزاینده فعالین بین المللی و افغانهای ثروتمند، گردید. PSCs در افغانستان اکنون طیف وسیعی از خدمات شامل خدمات حفاظتی و نگهبانی، کمک به محو کوکنار و مین پاکی را فراهم می نماید، که تاکنون مشارکت اعضای PSCs در وظایف جنگی فعال شناخته نشده است. به علت کمبود گزارشات فراگیر، تعیین دقیق شمار PSCs و کامندان آن در افغانستان دشوار است[2]. دولت افغانستان تا کنون تنها توانسته قسمتی از کل PSCs که در کشور در حال کار می باشند را ثبت نماید. اطلاعات فراهم شده در اینجا از طریق مصاحبه ها بدست آمده و سه لیست PSCها از اداره حمایت از سرمایه گذاری افغان(AISA) ، وزارت داخله(MoI) و همچنین هیات معاونت ملل متحد برای افغانستان(UNAMA) دریافت شده است.  تمام اطلاعات فراهم شده از این سه لیست نسبتا با همدیگر منطبق بوده اند. در حدود 90 PSCs با نام شناخته شده اند، در حالی که اکنون چندین منبع شمار بیشتری از PSCsدر حال کار در افغانستان را پیشنهاد می نمایند که بیشترین تخمین شامل 140 شرکت می باشد. شمار نهایی کارکنان PSCs را می توان بین 18500 تا 28000 نفر براورد نمود[3].چهار نوع PSC موجود است:

-          مالکیت و مدیریت انحصاری فغانی، دارای جواز سرمایه گذاری داخلی؛

-          PSCs دارای مالکیت و مدیریت مشترک افغانی و خارجی با جواز سرمایه گذاری داخلی؛

-          مالکیت خارجی با شرکای افغانی شامل در مدیریت با جواز سرمایه گذاری بین المللی؛

-          مالکیت و مدیریت انحصاری خارجی دارای مجوز سرمایه گذاری بین المللی.

اینطور فرض شده است که مشارکت افغانها در بازار PSC حدود 44% تمام موسسات شناخته شده است. در بین شرکتهای خارجی، اغلب از ایالات متحده و بعد از آن شرکتهای بریتانیایی، استرالیا، کانادا، آلمان، نپال، ترکیه، هلندف هند و پاکستان قرار دارند.

افراد مختلفی در این کمپانیها در افغانستان کار می کنند: کارکنان بین المللی، عموما از کشورهای غربی؛ اتباع کشورهای جهان سوم، عمدتا از سایر کشورهای در حال توسعه(مثل گورخاس از نپال)؛ وکاکنان افغانی محلی[4]. بر اساس منابع اینترنتی و اطلاعات فراهم شده از مصاحبه ها با PSCs و مشتریان، اغلب این شرکتها افراد خود را از طریق یک پروسه بررسی کامل سوابق استخدام می کنند.  با این وجود، بکارگیری پروسه های بررسی سوابق در کشور بی ثباتی مثل افغانستان مشکل است. در واقع(en gros) به نظر می رسد افراد افغانی ازطریق دوستان یا وابستگان  شان جذب می شوند. مشخصا این شرکتها افرادی با داشتن تجربه نظامی و پولیس را ترجیح می دهند[5]. در افغانستان، این امر وضعیت را به نفع استخدام افرادی با سابقه نظامی/کاری مساعد ساخته شده است. در حقیقت، مصاحبه شوندگان و اشتراک کنندگان گروپهای تحت نظر اظهار داشته اند که در میان افراد افغانی این شرکتها بیشتر شان فرمانهاندهان شبه نظامی سابق و جنگجویانشان می باشند. برخی از این کمپانیها، به عنوان مثال،به نظر می مایل به قرار داد با ملیشه ها، بعنوان راهی مصلحتی و استفاده از افرادمسلح حاضر و آماده تعلیم یافته، هستند تا به خدمت گرفتن افرادمنفرد. بعضیها تخمین نموده اند که در حدود 80% افراد PSCs در افغانستان سابقه ملیشه بودن را دارند[6].

   عنوان    به  2  مثال، بر اساس MoI یک PSC محلی 653  کارمند افغان ویک خارجی را با مجموع 400 اسلحه ثبت نموده است ولی در حقیقت 1013 نفر و 998 سلاح دارد. MoI  تردید دارد که کم گزارش دادن تنها به مورد خاور محدود گردد.

 3 مشخص نمودن کارکنانبر اساساطلاعات مصاحبه ها، ویب سایتهای PSCs و دو تخمین وزارت داخله و یوناما بدست آمده است.

4  این نوع اصطلاحات(بین المللی، جهان سومی و محلی) مشخصا توسط خود PSCs

/ 0 نظر / 25 بازدید